على اصغر حلبى
13
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
اين همه مشتمل باشد ، و اين براى آن است كه علم هيأت « 1 » از علم طبّ شريفتر است نظر به اينكه موضوع علم هيأت شريفتر از موضوع علم طبّ است ، اگر چه طبّ از آن شريفتر است نظر به اينكه نياز به طبّ بيشتر از نياز به هيأت است ، و علم حساب از آن دو شريفتر است نظر به اينكه براهين علم حساب قوىتر است . امّا آنچه از علم اصول مطلوب است شناخت ذات خداى تعالى و صفات و افعال اوست ، و نيز شناخت اقسام معلومات از معدومات و موجودات . و شكّى نيست كه اين شريفترين امور است ، و امّا حاجت بدان بسيار زياد است زيرا حاجت يا در دين است يا در دنيا ، امّا در دين زياد است زيرا هركس كه اين امور را بشناسد سزاوار پاداش بزرگ باشد و به فرشتگان بپيوندد ، و هركس آنها را نشناسد مستوجب عقاب بزرگ باشد و به ديوان بپيوندد ، و امّا در دنيا نيز چنين است چه مصالح دنيا با ايمان به آفريدگار و بعث و حشر انتظام پذيرد ، چه اگر اين ايمان حصول نيابد هرج و مرج در جهان روى مىدهد . و امّا نيروى براهين آن چنان است كه بايد براهين آن مركّب از مقدّمات يقينى باشد و تركيب آن نيز بايد از يقينيّات باشد ، و اين در قوّت نهايت است ، پس ثابت شد كه اين علم مشتمل بر همهء جهات شرف است ، پس واجب مىكند كه اشرف علوم باشد ؛ ( پنجم ) آنكه در اين علم نسخ و تغيير راه نمىيابد و به اختلاف امّتها و نواحى همانند علوم ديگر مختلف نمىگردد ، پس واجب مىآيد كه اشرف علوم باشد ؛ ( ششم ) اينكه آيات مشتمل بر مطالب اين علم و براهين آن شريفتر از آيات مشتمل بر مطالب فقهى است بدين دليل كه در فضيلت « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » ( اخلاص ، 112 / آيهء 1 ) و « آمَنَ الرَّسُولُ » ( بقره ، 2 / آيهء 285 ) و « آية الكرسى » « 2 » چيزهايى آمده كه هرگز در فضيلت آيه « وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ . . . » ( بقره ، 2 / آيهء 222 ) و يا آيهء « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ » ( بقره ، 2 / آيه 282 ) نيامده است و همين دلالت مىكند بر اينكه اين علم فاضلتر است ؛ ( هفتم ) آنكه
--> ( 1 ) . هيأت ( در نجوم ) علمى است كه از احوال ستارگان و وضع آنها نسبت به همديگر و قوانين ثابت حركت آنها بحث مىكند ( تهانوى ، كشّاف ، 2 / 1531 ) . ( 2 ) . آية الكرسى ، مقصود دو آيهء 255 - 256 از سورهء بقره ( 2 ) است « اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ . . . وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . . » و در عظمت و سيادت آن سخنان زياد گفتهاند « عبد اللّه مسعود گفت رسول ( ص ) گفت : سيّد آيتهاى قرآن آية الكرسى است و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . . . ، امير مؤمنان ( ع ) گفت از رسول شنيدم كه . . . : آدينه سيّد روزهاست ، و قرآن سيّد كلامهاست ، و سورة البقره سيّد قرآن است ، و آية الكرسى سيّد سورة البقره است ؛ در اينجا پنجاه كلمه است در هر كلمه پنجاه بركت [ نهفته ] است . . . ( - ابو الفتوح ، تفسير ، 2 / 319 - 321 ، شعرانى ) . سيوطى نيز در جامع صغير ( 1 / 77 ) حديثى طولانى ياد كرده ، كه آغاز آن اين است « اعظم آية فى القرآن آية الكرسىّ » . . .